پيشواز




خواب خیابون ازصف زرد زره پوشاپره
تانک و نفر بر داره رو خاطره ها سُر می خوره
ارتش جاسوس و لباس شخصی توی ترانه ها
ببین که داره بوسه و رویا و رقص می شمُره
ببین، ببین که قاری ی جشنوار تعزیه
داره کفن به قامت و قد حماسه می بُره
رونق شاهین کُشی ورژه ی فوج کرکسه
تبلیغ پَر لو دادن وحراج قفل و قفسه!

7 نظرات

asghar mahboob...

vatane ta'ziyeh dar marg o mosibat zadehgi!

2:52 PM  
taraneyeazadi...

هی تحصن انفرادی هی شکنجه بند و زور/ آخ بمیرم واسه شلاقی که جاش موند رو تنت / کی می گه شگون نداره خون کی می گه آی رفیق/ عطر یاس خون چکیده میاد از رو پیرهنت/چشاتو ببند و آروم یاکریم و پر بده/ خورشید و توی چشات گرو گذاشتم تا ابد/ هجده تیر هزارو سیصدو هفتادو هشت: کوی دانشگاه یکی خون از سرش فواره زد..

با امید به روزی که فریاد با سکوت آزادی با انفرادی جهاد با جهنم و... جور دیگری صرف شود..

2:52 PM  
ارغوان...

حالا من مونده‌ام و اين ويرونه‌ها
پر خشم و كينه‌ي ديوونه‌ها
من زخمي، من خسته، من پاك
مي‌نويسم آخرين حرفو رو خاك
كي مياد دست توي دستم بذاره؟
تا بسازيم خونه‌مون رو دوباره ؟

با امید به دقایقی روشن و آزاد برای سرزمین پاک و زیبای من و ما
با احترامی فراوان.

8:34 PM  
pirooz...

همیشه از این کابوس می ترسم . می ترسم از صدای موشک و خنپاره . آخه منم تو این دوره به دنیا آومدم .یادم نمی رم
لحظه های کودکی ام رو که با این وحشت بزرگ شدم . یادم نمی ره گریه های خودم رو از ترس . یادم نمی ره کوچ اجباریم رو
یادم نمی ره رشادت دوستم رو در خرمشهر که از خونه اش دفاع می کرد.
یادم نمی رود این کابوس را
با تشکر پیروز

5:45 AM  
ارغوان...

حالا من مونده‌ام و اين ويرونه‌ها
پر خشم و كينه‌ي ديوونه‌ها
من زخمي، من خسته، من پاك
مي‌نويسم آخرين حرفو رو خاك
كي مياد دست توي دستم بذاره ؟
تا بسازيم خونه مون رو دوباره ؟

با امید آزادی و رهایی سرزمین پاک و زیبای من و ما. با این امید که صلح و آرامش سهم هر ایرانی باشد.
با احترامی فراوان.

7:08 AM  
ميثم يوسفي...

من خواب نمی بينم ، وقتی که تو مرعوبی
وقتی عوض طغيان ، بی حوصله مغلوبی
دلشوره ی اين اعداد ، پس لرزه ی ويرانی ست
ای شانه ی آويزان ، اسطوره ی تو جانی ست

7:01 PM  
Anonymous...

کاش ترانه همیشه بماند
برای سردادن یک فریاد

کاش ترانه دوباره بخواند
سرود سرخِ خانه ی آزاد

استاد ، به راستی گاهنوشت های وب سایت شما به جایگاهی برای گوشزد روزهای بیادماندنی و ارزشمند برای ما بدل شده است . شما جزو معدود هنرمندانی هستید که به راستی آزادی و آزادگی و برای آزادی زیستن در رگ و خونتان جریان دارد ، درود بر شما.
ترانه تان هم مثل همیشه آینه ی تمام نما و شفاف اتفاقات و رویدادهای خوب و بد ایران و جهان است . در آخر هم با کلام خودتان حرفم را به آخر می رسانم :

" بگو نه به خط کشیدن ، رو پر پرواز رویا
بگو نه به سنگ پروندن ، به قناری به شقایق
به قفس کردن مهتاب ، به سیاه کردن آینه
بگو نه به سنگسارِ ، دو تا پروانه ی عاشق "

دوستدار شما پویان .

11:21 PM  

Post a Comment