شب آغاز هجرت تو شب درخودشکستنم بود شب بي رحم رفتن تو شب از پا نشستنم بود
شب بي تو ، شب بي من شب دل مرده هاي تنها بود شب رفتن ، شب مردن شب دل كندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگي ما گل گريه ، سبد سبد بود با طلوع عشق من و تو هم زمين ، هم ستاره بد بود
از هجرت تو شكنجه ديدم كوچ تو اوج رياضتم بود چه مؤمنانه از خود گذشتم كوچ من از من ، نهايتم بود
به دادم برس ، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس ، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من
سهم من جز شكستن من تو هجوم شب زمين نيست با پر و بال خاكي من شوق پرواز آخرين نيست
بي تو بايد دوباره برگشت به شب بي پناهي سنگر وحشت من از من مرهم زخم پير من كو ؟
واسه پيدا شدن تو آينه جاده ي سبز گم شدن كو ؟ بي تو بايد دوباره گم شد تو غبار تباهي
با من نياز خاك زمين بود تو پل به فتح ستاره بستي اگر شكستم ، از تو شكستم اگر شكستي ، از خود شكستي
به دادم برس ، به دادم برس تو اي ناجي تبار من به دادم برس ، به دادم برس تو اي قلب سوگوار من ایرج جنتی عطایی
روزهای غم انگیزی ست، بابک بیات در این روزها فرتوت تر از زمان عمر خویش به نظر می رسیدو هر بار بعد از دیدن چهره اش ما هم فرتوت تر می شدیم. ترانه های مرد شعر های رهایی نیز ردی از غم گرفته اندو جهان نیز غم انگیز شده.
Babak Bayat bozorgmarde tarikhe moosighie Iran ahange khodahafezi ra ba akharin zarabanhaye ghalbe hamishe javdanash navakht. Babak Bayat mardi ke ba melodihaye roohnavazash radepaye eshgh o zendegi dar khaterate hameye ma migozasht emrooz sarreshteye ayandeye mosighie Iran ra be daste shagerdane tavanayash separd va dardi sakht o tavangir bar delhaye dostdaranash nahad. dardi ke dar in noghte az jahan man va maa ra andoohgin o azadaar nemoode ast. Yaghinan hichkas va hich chiz nakhahad tavanest babake bayat va mosighiash ra tekrar konad amma bedoone shak asare mandegar va shagerdani ke az khod bar jay gozashte ast raahe in bozorgmarde tavanaye tarikhe mosighie Iran ra edame khahand dad. Taslyat baad bar shoma ostade bozorgvar ke ar tamame in saalha nimeye digere Babak Bayat boodid. Sabr o aramesh baraye shoma yeganeh oastade tarane arezooye ghalbi man ast. Ba ehteram Farveh Makhssous
قلب ترانه شکست و غمی سنگین هجوم آورد بابک نازنین هم از میان ما رفت و تنها آه و اندوهی عمیق برایمان بر جای گذاشت استاد جنتی عزیز می دانم که چه اندوهی را بر دوش می کشید . تنها می توانم به شما بزرگوار تسلیت بگویم و برایتان صبر و بردباری آرزو کنم
ترانه اتان هم هوای غمگین و عجیبی دارد دوستدار شما پویان
سلام پدرم تنه ی خشک درخت خونه مون، افتاد و تن به خاک کوچه داد! دیگه از اون همه کوچه که به هم پیوسته هیچ صدایی نمیاد! این دردو تسلیت میگم خدمتتون! فکر نمیکنم کسی ترانه خوان یا ترانه شناس باشه و اسم استاد رو به این سادگی ها، با همین اتفاقات سطحی از یاد ببره، بابک بیات همیشه تو دل مردم زنده ست حتی وقتی که تموم کوچه داد بزنن "تن تو کو؟"حتی اگه روح جنگل سیاه با دست شاخه هاش بخواد روحشو از ما بگیره! براتون آرامش و صبر آرزو دارم ما رو در غم خودتون شریک بدونید.
استاد ترانه ی نوین جناب جنتی عطایی ما را در غم خود شریک بدانید خدا میداند که نای حرف زدن ندارم فقط مدام این دو بیت یادم می افتد
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد! روز وداع یاران
اگر از کلبه ی حقیرم دیدن کنید و نظر گرامیتان را در وبلاگم بگویید مرا شرمنده ی خود کرده اید و به این موضوع افتخار خواهم کرد دوستدار شما ش.ش از تهران وبلاگ سرود عشق
بزرگ بود و از اهالي امروز بود و باتمام افق هاي باز نسبت داشت و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد صداش به شكل حزن پريشان واقعيت بود و پلك هاش مسير نبض عناصر را به ما نشان داد و دست هاش هواي صاف سخاوت را ورق زد و مهرباني را به سمت ما كوچاند به شكل خلوت خود بود و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را براي آينه تفسير كرد و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود و او به سبك درخت ميان عافيت نور منتشر مي شد
استاد عزیز و مهربان می دانم که از دست دادن یاوری چون آقای بیات چه درد و اندوهی به همراه دارد .. برای قلب بزرگوار شما و همچنین خانواده ی محترم بیات آرزوی صبر و آرامش دارم. با احترام فراوان ارغوان.
در دلــم بود که بی دوسـت نباشم هرگز چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود بــس بگشتم که بپرسـم سبـب درد فـراق مفتی عقــل در این مسالــه لایعقل بود "حافظ" کاش او زنده بود و خودش بر روی ترانه خاموشی اش آهنگ میگذاشت
او رفت ...................................................................................................................................................................................................................... و ما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را .
آخرین جمله ای که توانستم به غزلش بگویم همین شد: چیزی که پدر شما میخواست و ما نداشتیم کبد نبود لیاقت بود. زیر گوش هر نسیمی که راه رسیدن به شما را داشته نالیده ام اینجا هم التماستان میکنم مواظب خودتان باشید. شما دیگر مواظب خودتان باشید.ما آویخته ها چکار کنیم اگر نخواهیم بنشینیم و تماشا کنیم کوه نازنین ترانه؟
گزارش تصویری از مراسم تشیع پیکر استاد بابک بیات در وب لاگ پیروز موزیک ..
با زهم این مصیبت وارده را به همه هنرمندان و همه دوستان تسلیت می گویم . امیدوارم راه چنین افرادی ادامه پیدا کند . روحش شاد . استاد جنتی عطایی تسلیت مرا بپذیرد ...با تشکر پیروز
شب شد و روز در تو گم شد...تو رفتی و شب ز نور پر شد...
استاد نازنین همیشه ام ، بابک را در قلب هایمان پذیرفتیم ولی چه سود که او رفت و سایه اش از سر مان کم شد.امیدوارم این دردناکترین غم عالم که برایتان پبش آمده را به جان بپذیرید و باز هم با روحیه خوب به جدال با ترانه ها و بیت ها بپردازید....دوستدار همیشه ی شما : احمد فتاحی
درود بر انسان ای پرنده ی مهاجر.... او رفت! از زمین و زما ن می رسد به قول مارگوت بیگل هه.... از بخت یاری ماست صدایتان را باور نمی کرد م آن قدر گرفته... راست اش صدای من هم گرفته بودوقتی خبر رسید از کلاس دانش کده بیرون زدم.... و یار همیشه گی اکم را جست و جو کردم بهمن را می گویم!به محسن شمس زنگ زدم از شدت ناراحتی وقتی که از پشت شیشه بابک را دیدیم درست روز قبل ،نتوانسته بود برود کاشان.خبر را که دادم فرو ریخت نمی دانم کی قطع کرد او یا من !شاید هم مامور اطلاعاتی که خط من را کنترل می کند و گمانش می رود که نمی دانم! او هم از ناراحتی..... تا به لحظه می مونم... و در پایان شکایتی نزد شما می آورم از اهورا ایمان عزیز که نام داریوش اقبالی را باید به عنوان ضلع سوم می برد در جلسه ی خانه ی ترانه. بدرود تا دیگر بار!
بگو تکلیف ترانه تو نبود تو چی می شه بگو بعد رفتنه تو جمنشینه تو کی می شه کی میتونه جز خود تو همدم پیانو باشه روی ساز بی دل و جون عطر احساسو بپاشه نه نرفتی تو نمردی تو به روحم پینه بستی توی قلبای منو ما تا همیشه زنده هستی
30 نظرات
شب آغاز هجرت تو
شب درخودشکستنم بود
شب بي رحم رفتن تو
شب از پا نشستنم بود
شب بي تو ، شب بي من
شب دل مرده هاي تنها بود
شب رفتن ، شب مردن
شب دل كندن من از ما بود
واسه جشن دلتنگي ما
گل گريه ، سبد سبد بود
با طلوع عشق من و تو
هم زمين ، هم ستاره بد بود
از هجرت تو شكنجه ديدم
كوچ تو اوج رياضتم بود
چه مؤمنانه از خود گذشتم
كوچ من از من ، نهايتم بود
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من
سهم من جز شكستن من
تو هجوم شب زمين نيست
با پر و بال خاكي من
شوق پرواز آخرين نيست
بي تو بايد دوباره برگشت
به شب بي پناهي
سنگر وحشت من از من
مرهم زخم پير من كو ؟
واسه پيدا شدن تو آينه
جاده ي سبز گم شدن كو ؟
بي تو بايد دوباره گم شد
تو غبار تباهي
با من نياز خاك زمين بود
تو پل به فتح ستاره بستي
اگر شكستم ، از تو شكستم
اگر شكستي ، از خود شكستي
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي ناجي تبار من
به دادم برس ، به دادم برس
تو اي قلب سوگوار من
ایرج جنتی عطایی
روزهای غم انگیزی ست، بابک بیات در این روزها فرتوت تر از زمان عمر خویش به نظر می رسیدو هر بار بعد از دیدن چهره اش ما هم فرتوت تر می شدیم. ترانه های مرد شعر های رهایی نیز ردی از غم گرفته اندو جهان نیز غم انگیز شده.
برایتان آرامش و صبرآرزو می کنم.
وای که در عزای عشق کشته شد اشنای عشق
وای که نعره های عشق زمزمه ی شبانه شد
تسلیت به مردی که واژه هایش سوگوارند
" وای که عابروی تو، مرد اناالاحق گوی تو، بر استانه کوی تو، جان داددددد و جاودااااانه شد "
Babak Bayat bozorgmarde tarikhe moosighie Iran ahange khodahafezi ra ba akharin zarabanhaye ghalbe hamishe javdanash navakht.
Babak Bayat mardi ke ba melodihaye roohnavazash radepaye eshgh o zendegi dar khaterate hameye ma migozasht emrooz sarreshteye ayandeye mosighie Iran ra be daste shagerdane tavanayash separd va dardi sakht o tavangir bar delhaye dostdaranash nahad. dardi ke dar in noghte az jahan man va maa ra andoohgin o azadaar nemoode ast. Yaghinan hichkas va hich chiz nakhahad tavanest babake bayat va mosighiash ra tekrar konad amma bedoone shak asare mandegar va shagerdani ke az khod bar jay gozashte ast raahe in bozorgmarde tavanaye tarikhe mosighie Iran ra edame khahand dad.
Taslyat baad bar shoma ostade bozorgvar ke ar tamame in saalha nimeye digere Babak Bayat boodid. Sabr o aramesh baraye shoma yeganeh oastade tarane arezooye ghalbi man ast.
Ba ehteram
Farveh Makhssous
قلب ترانه شکست و غمی سنگین هجوم آورد
بابک نازنین هم از میان ما رفت و تنها آه و اندوهی عمیق برایمان بر جای گذاشت
استاد جنتی عزیز می دانم که چه اندوهی را بر دوش می کشید . تنها می توانم به شما بزرگوار تسلیت بگویم و برایتان صبر و بردباری آرزو کنم
ترانه اتان هم هوای غمگین و عجیبی دارد
دوستدار شما پویان
سلام پدرم
تنه ی خشک درخت خونه مون، افتاد و تن به خاک کوچه داد!
دیگه از اون همه کوچه که به هم پیوسته هیچ صدایی نمیاد!
این دردو تسلیت میگم خدمتتون!
فکر نمیکنم کسی ترانه خوان یا ترانه شناس باشه و اسم استاد رو به این سادگی ها، با همین اتفاقات سطحی از یاد ببره، بابک بیات همیشه تو دل مردم زنده ست حتی وقتی که تموم کوچه داد بزنن "تن تو کو؟"حتی اگه
روح جنگل سیاه با دست شاخه هاش بخواد روحشو از ما بگیره!
براتون آرامش و صبر آرزو دارم
ما رو در غم خودتون شریک بدونید.
ايرج بزرگوار
تسليت يكي از دوستدارانتان را هم ازفاصله اي بسيار دور بپذيريد.
سلام وتسلیت
بسیار بسیار تلخ است روزگار
گریانیم و اندوه گین چرا که دیگر بابک عزیزمان نیست...!
تسلیت میگم به استاد عزیز و مطمئنآ دلشکسته،ایرج جنتی مهربان.
به انتظار فصل تو تمام فصلها گذشت چه یأس بی نهایتی ندیم ما باشد...
استاد بیات،دلمان برایت تنگ می شود
گل سرخ سپیده را نجست . شاید در آسمان چیز دیگری می جست - لورکا - تسلیت استاد . تسلیت !
شايد از بخت ياري ماست
كه آنچه را مي خواهيم
يا به دست نمي آيد
يا از دست مي رود
«احمد شاملو»
پدر جان مرا هم در غم از دست دادن يك ياور هميشه مومن شريك بدانيد . "بابك بيات" اما در بين ماست . نه ! او نرفته ! هنوز مي شنومش .
او رفت ..و آخرین اثر سمفونی مرگ بود . ما را تنها گذاشت با دلی پر از درد . یادش گرامی و راهش پر رهر باد ...با تشکر پیروز
وقتی ترانهای
از کوچه میگذشت
لبخند میشدی
ایرج نازنین! امیدوارم دیگر هیچهنگام صدایتان را آنگونه تلخ و غمگرفته نشنوم که تحمل من بس کوچکتر از آن حجم از اندوه است.
استاد عزیز در این روزهای تلخ و غمگین آروزیم شکیبایی و آرامش است برای شما....
استاد ترانه ی نوین
جناب جنتی عطایی ما را در غم خود شریک بدانید
خدا میداند که نای حرف زدن ندارم
فقط مدام این دو بیت یادم می افتد
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد! روز وداع یاران
اگر از کلبه ی حقیرم دیدن کنید و نظر گرامیتان را در وبلاگم بگویید مرا شرمنده ی خود کرده اید و به این موضوع افتخار خواهم کرد
دوستدار شما ش.ش از تهران
وبلاگ سرود عشق
جناب آقای جنتی عطایی، درگذشت بابک بیات، یار و یاور دیرین شما و دیگر همراهان ترانه نوین را تسلیت می گویم. به امید روزهای بهتر و روشن تر.
بزرگ بود
و از اهالي امروز بود
و باتمام افق هاي باز نسبت داشت
و لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميد
صداش به شكل حزن پريشان واقعيت بود
و پلك هاش مسير نبض عناصر را
به ما نشان داد
و دست هاش
هواي صاف سخاوت را
ورق زد
و مهرباني را
به سمت ما كوچاند
به شكل خلوت خود بود
و عاشقانه ترين انحناي وقت خودش را
براي آينه تفسير كرد
و او به شيوه باران پر از طراوت تكرار بود
و او به سبك درخت
ميان عافيت نور منتشر مي شد
استاد عزیز و مهربان
می دانم که از دست دادن یاوری چون آقای بیات چه درد و اندوهی به همراه دارد .. برای قلب بزرگوار شما و همچنین خانواده ی محترم بیات آرزوی صبر و آرامش دارم.
با احترام فراوان
ارغوان.
در دلــم بود که بی دوسـت نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
بــس بگشتم که بپرسـم سبـب درد فـراق
مفتی عقــل در این مسالــه لایعقل بود
"حافظ"
کاش او زنده بود و خودش بر روی ترانه خاموشی اش آهنگ میگذاشت
او رفت ...................................................................................................................................................................................................................... و ما
همچنان دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را
.
روبرو ....روبرو ...پشت سر پشت سر .....سكوت مطلقه !!!!!
خداحافظ بابك
قبل ترها..
براي ماني تو ترانه اي نوشتم :بابا همه اشكاشو رو قبر تو مي ريزه ...........بابا ميگه هميشه ماني شاه آوازمه.......
و........
الان ديگه بابا نيست !!!!!!
با کوچه نه بوسه نه آواز
نه حسرت نه شوقی به پرواز
کمم از سکوت و ترانه
پرم کن از اوج و اعجاز
وقتی که پنجره های جهان به روی تو بسته شد وقتی تمام سازها به سوگ تو سکوت کردند، ترانه اولین حادثه ای بود که از هجرت تو سیاه به واژه هایش تن کرد.
پدر مهربانم می دانم که چگونه می گذرد لحظه هایتان. کاش بتوانم سهمی در گذراندنتان از این لحظه ها داشته باشم.
آخرین جمله ای که توانستم به غزلش بگویم همین شد: چیزی که پدر شما میخواست و ما نداشتیم کبد نبود لیاقت بود. زیر گوش هر نسیمی که راه رسیدن به شما را داشته نالیده ام اینجا هم التماستان میکنم مواظب خودتان باشید. شما دیگر مواظب خودتان باشید.ما آویخته ها چکار کنیم اگر نخواهیم بنشینیم و تماشا کنیم کوه نازنین ترانه؟
روح بزرگوار من
دلگیرم از حجاب تو
شکل کدوم حقیقته
چهره بی نقاب تو
وقتی تن حقیرمو
به مسلخ تو می برم
مغلوب قلب من نشو
ستیزه کن با پیکرم
اسم منو از من بگیر
تشنه ی معنی منم
سنگینه بار تن برام
ببین چه خسته می شکنم
تسليت تسليت تسليت
استاد من هم در مراسم حاضر شدم و همش یاد شما بودم
عکسهایی گرفتم که 100%خوشتان خواهد آمد
اگر نظرتان را راجع به عکس ها نیز بگویید ممنونتان هستم
ایرج بزرگ تسلیت میگم. اه که حسرت ندیدن رسول رستاخیز موسیقی ایران رو تا آخر عمر باید تحمل کنم.وای خدا یعنی بابک من رفت؟
ایرج بزرگ تسلیت میگم. اه که حسرت ندیدن رسول رستاخیز موسیقی ایران رو تا آخر عمر باید تحمل کنم.وای خدا یعنی بابک من رفت؟
با سلام و تسلیت
گزارش تصویری از مراسم تشیع پیکر استاد بابک بیات در وب لاگ پیروز موزیک ..
با زهم این مصیبت وارده را به همه هنرمندان و همه دوستان تسلیت می گویم . امیدوارم راه چنین افرادی ادامه پیدا کند . روحش شاد . استاد جنتی عطایی تسلیت مرا بپذیرد ...با تشکر پیروز
salam Ostad Jannati.
گزارش تصویری از مراسم سوم استاد بیات در مسجد ولی عصر تهران مورخ
1385/09/10
به همراه عکس تاج گلهای ابی و داریوش
در وبلاگ
www.song-of-love.blogfa.com
شب شد و روز در تو گم شد...تو رفتی و شب ز نور پر شد...
استاد نازنین همیشه ام ، بابک را در قلب هایمان پذیرفتیم ولی چه سود که او رفت و سایه اش از سر مان کم شد.امیدوارم این دردناکترین غم عالم که برایتان پبش آمده را به جان بپذیرید و باز هم با روحیه خوب به جدال با ترانه ها و بیت ها بپردازید....دوستدار همیشه ی شما : احمد فتاحی
فردا جمعه مصادف است با چهلمين روز در گذشت استاد بابک بيات روحش شاد و راهش پر رهرو باد با تشکر پيروز موزيک
درود بر انسان
ای پرنده ی مهاجر....
او رفت!
از زمین و زما ن می رسد به قول مارگوت بیگل هه.... از بخت یاری ماست
صدایتان را باور نمی کرد م آن قدر گرفته...
راست اش صدای من هم گرفته بودوقتی خبر رسید از کلاس دانش کده بیرون زدم.... و یار همیشه گی اکم را جست و جو کردم بهمن را می گویم!به محسن شمس زنگ زدم از شدت ناراحتی وقتی که از پشت شیشه بابک را دیدیم درست روز قبل ،نتوانسته بود برود کاشان.خبر را که دادم فرو ریخت نمی دانم کی قطع کرد او یا من !شاید هم مامور اطلاعاتی که خط من را کنترل می کند و گمانش می رود که نمی دانم!
او هم از ناراحتی.....
تا به لحظه می مونم...
و در پایان شکایتی نزد شما می آورم از اهورا ایمان عزیز که نام داریوش اقبالی را باید به عنوان ضلع سوم می برد در جلسه ی خانه ی ترانه.
بدرود تا دیگر بار!
قسمتی از ترانه ای از من در سوگ بابک بزرگ
بگو تکلیف ترانه تو نبود تو چی می شه
بگو بعد رفتنه تو جمنشینه تو کی می شه
کی میتونه جز خود تو همدم پیانو باشه
روی ساز بی دل و جون عطر احساسو بپاشه
نه نرفتی تو نمردی تو به روحم پینه بستی
توی قلبای منو ما تا همیشه زنده هستی
Post a Comment